شخصیت های مناسب شغل طراحی داخلی بر اساس تست MBTI 

بر اساس این تست شخصیت شناسی ، ابتدا شخصیت های مناسب این رشته را برای شما قرار دادیم. اگر با علائم به کار برده آشنا نیستید یا اصلا با تست شخصیت شناسی MBTI آشنایی ندارید ، ادامه ی مقاله را بخوانید.

نکته تزئینی ! این تست فقط برای طراحی داخلی نیست ، بلکه در خیلی از مسائل کاربرد دارد و مورد استفاده قرار می گیرد، با توجه به اینکه وبسایت تزئین یک سایت دکوراسیون داخلی، معماری و طراحی داخلی می باشد، تست شخصیت شناسی را پیرامون این موضوع بررسی کردیم.

شخصیت های مناسب  شغل طراحی داخلی بر اساس تست شخصیت شناسی MBTI :

INFJ این تیپ شخصیتی در خلق آثار منحصر به فرد با کمک خلاقیت و ایده های خود توانا است. او با هنر می تواند خود را ابراز و اغلب بر دیگران تاثیر بگذارد. کار به صورت مستقل و داشتن کنترل روی آن، از موارد مهم برای این تیپ شخصیتی می باشد.

ENFP این تیپ شخصیتی از فرآیندهای خلاق و چالشی لذت می برند به خصوص اگر با دیگران در ارتباط باشند. هر چه شرایط و محیط کار منعطف تر باشد، برای آنها مطلوبتر است. آنها به تنهایی و مستقل هم به خوبی می توانند کار کنند ولی باید با دیگران تبادل نظر داشته باشند.

INFP این تیپ شخصیتی دوست دارد خود و نظراتش را به شکلی خلاقانه ابراز کند و در کار خود آزادی فردی و انعطاف پذیری داشته باشد. بسیاری از INFP ها خود را هنرمند می دانند حتی اگر از این راه امرار معاش نکنند. برخی از آنها معتقدند هنرمندی ویژگی است که در وجود آنها است.

ISFJ این تیپ شخصیتی توجه زیادی به جزئیات داشته و با زندگی روزمره سروکار دارد.

ESFP این تیپ شخصیتی به حرف های مشتریان به دقت توجه کرده و حداکثر تلاش خود را برای رفع خواسته های آنها انجام می دهد. او از زیبایی شناسی زیادی برخوردار بوده و دوست دارد هنر خود را به دیگران نشان دهد.

ISFP این تیپ شخصیتی کار با دست و استفاده از حواس پنجگانه خود در کار را دوست دارد. او به کارهای منعطف و بدور از ساختار و مقررات زیاد علاقه دارد.

کلید راهنما

E : برون گرا I : درون گرا
S : حسی N : شمی
T : فکری F : احساسی
J : داوری کننده P : ملاحظه کننده

E: Extraversion I: Introversion
S: Sensing N: iNtuition
T: Thinking F: Feeling
J: Judging P: Perceiving

خب حالا پیشنهاد می کنم ادامه ی مقاله را با هم بخوانیم . مطمئن باشید برای شما جالب و آموزنده خواهد بود. شخصیت خودتان را هم بشناسید.
آشنایی با آزمون تیپ شخصیتی MBTI

آزمون تحلیل شخصیت وشغل مایرز – بریگز ( MBTI )

ویژگیهای شخصیتی چیست ؟
ویژگیهای پایداری که رفتار یک فرد را تعیین میکند .
ابعاد شخصیت چیست ؟
۱) وراثت Heredity
وراثت یکی از مهم ترین عاملهای شخصیت افراد است .
۲) محیط Environment
۳) موقعیت Situatation

انواع شخصیت :

برون گرا در مقابل درون گرا EXTROVETEDVS INTROVERTED
برون گرا : معاشرتی، اجتماعی، و مثبت هستند .
درون گرا : در خود ، ترسو ، ساکت ، معاشرتی نیستند ، اجتماعی نیستند .
حسی در مقابل شهودی SENSING VS.INTUITIVE
متفکر در مقابل احساسی THINKING VS.FEELING
ادراکی در مقابل قضاوتی PERCEIVING VS.JUDING

( MBTI ) چیست ؟

MYERS – BRIGGS TYPE INDICATOR

مفهوم تیپ شخصیتی توسط کارل یونگ و دو زن روان‌پزشک آمریکایی کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز میرز برای اولین بار مطرح شده و مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی و تحقیقات مفصل کاترین میرز و دخترش تیپ شخصیتی تمام افراد را در شانزده تیپ ( ESTP – ESFP – ISTP – ISFP – ESTJ – ESFJ – ISTJ – ISFJ – ENTJ – ENTP – INTJ – INTP – ENFP – ENFJ – INFP – INFJ ) دسته بندی کردند و آزمون تیپ شخصی را که امروزه به آزمون میرز-بیگرز موسوم است، تدارک دیدند. این تست مفصلی است که تیپ‌های شخصیتی را اندازه گیری می کند. با توجه به نظریه کاترین میرز تمامی مردم در یکی از این شانزده تیپ قرار می گیرند. این بدان معنا نیست که انسان ها منحصر به فرد نمی باشند.
تمام تیپ های شخصیتی به یک اندازه ارزشمند هستند. هیچ تیپ شخصیتی بهتر یا بدتر نیست،تیپ شخصیتی افراد بیانگر میزان هوش افراد نیست و نمی توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش بینی کرد. اما روانشناسان با توجه به تیپ شخصیتی اشخاص، می‌فهمندکه چه عواملی به آنها انگیزه می دهد و در شرایط گوناگون چه رفتاری بروز می دهند. گفتنی است که در برخی از کشورها از آزمون MBTI در مصاحبه استخدام استفاده می‌شود.
در واقع به کمک این ابزار میتوان ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی را بررسی کرد. درنهایت این ترجیحات به تفاوت در یادگیری، برقراری ارتباطات، مدیریت تضاد و روابط منجر میشود.(ترجیحات بیان شده توسط این ابزار برگرفته از فرایندهای روانی انسانی است)
تست MBTI در تیم های کاری
تیم‌ها اغلب از افرادی با شخصیتها و رفتارهای متفاوت تشکیل شده اند و گاه تخصص این افراد نیز متفاوت است. شاید ایجاد هماهنگی و دستیابی به یک ترکیب بهینه از افراد بتواند به عملکرد بالای تیمی منجر شود. در این تحقیق سعی شده است با بهره گیری از برخی مفاهیم، ویژگیهای یک تیم ایده آل مطرح شود.
۸۹شرکت از ۱۰۰ شرکت برتر Fortune از تست MBTI برای تشخیص تیپولوژی کارکنان خود استفاده می کنند.
کارل یونگ (۱۹۶۱-۱۸۷۵)، دوست صمیمی فروید و بنیانگذار روانشناسی تحلیلی است. او معتقد بود، شخصیت علاوه بر گذشته به وسیله آینده نیز شکل می گیرد و تاکید بیشتری بر ناهشیاری داشت. قسمت اعظم ادراک هشیار و واکنش نسبت به جهان پیرامون ما به وسیله نگرشهای برونگرایی و درونگرایی تعیین میشود. درونگراها تا حدودی گوشه گیرند، اغلب خجالتی‌اند و به خود تمرکز دارند. برونگراها پذیراتر، مردم آمیزتر و از لحاظ اجتماعی پرخاشگرترند.
یونگ در ادامه کارکردهای روانشناختی را مطرح کرد که در چهار کارکرد فکری، احساسی، حسی (تجربی)، و شهودی بیان شد:
۱- تیپ فکری برونگرا؛
۲- تیپ احساسی برونگرا؛
۳- تیپ حسی برونگرا؛
۴- تیپ شهودی برونگرا؛
۵- تیپ فکری درونگرا؛
۶- تیپ احساسی درونگرا؛
۷- تیپ حسی درونگرا؛
۸- تیپ شهودی درونگرا .

ابزار مایرز- بریگز :

یک ابزار برای ارزیابی شخصیت است که در حال حاضر استفاده از آن بسیار متداول شده است. سالانه بین ۳ تا ۵ میلیون نفر در جهان توسط این ابزار خودسنجی، مورد سنجش قرار میگیرند که گاه به صورت کامپیوتری نیز مورد استفاده قرار میگیرد .
این ابزار به صورت گسترده ای برای سنجش اعتبار و روایی آزمایش شده و میتوان گفت که به صورت گسترده‌ای توسط افراد غیر روانشناس نیز، استفاده شده است و در عالم تجارت نیز از آن استفاده وسیعی به‌عمل می آید. (Murray , 1990 )
این ابزار برای تفکیک افراد نیست، بلکه تنها ابزاری است که اجازه میدهد ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی فهمیده شود. این ترجیحات در نهایت به تفاوت در یادگیری، اشکال ارتباط، مدیریت تضاد و روابط منجر میشود. این ابزار روانشناختی، یک ابزار خودسنجی و پرسشنامه های بسته شامل ۱۰۰تا۱۶۰ پرسش است که ترجیحات افراد را با ۱۶ گروه شخصیتی بیان می دارد. (رابینز، ۱۹۹۵ )

این تیپها به صورت ویژگیهایی دو قطبی و متضاد بیان میشوند. افراد با توجه به نظریه تیپ شخصیتی از یکی از ۴ حالت زیر در رفتار خود استفاده میکنند:
این تیپها به صورت ویژگیهایی دو قطبی و متضاد بیان میشوند. افراد با توجه به نظریه تیپ شخصیتی از یکی از ۴ حالت زیر در رفتار خود استفاده میکنند:
۱- چگونه یک شخص انرژی میگیرد؟ از طریق برونگرایی (E) در مقابل درونگرایی (I)؛
۲- چه اطلاعاتی را فرد دریافت میکند؟ از طریق حس گرایی(S) در مقابل شهودگرایی(N)؛
۳- چگونه یک فرد تصمیم میگیرد؟ تفکری (T) در مقابل احساسی(F)؛
۴- سبک زندگی که فرد میپذیرد: قاطعیت (J) در مقابل انعطاف پذیری(P).
اندیشمندان بیان میدارند تنوع تیپهای روانشناختی باعث عملکرد موفق گروه میشود. آنها بیان میدارند که یک تیم متنوع از لحاظ روانشناختی اگرچه ممکن است دیرتر یک پروژه را تکمیل کند، اما نتیجه نهایی همیشه بهتر خواهد بود.
اینکه چگونه تیپهای متضاد به فرایند گروهی کمک میکنند را میتوان به صورت زیربیان کرد:
برونگراها (E) امکان برقراری ارتباط بین افراد گروه را به وجود می آورند
درونگراها (I)، عکسالعمل درونی بحثهای گروه را نشان میدهند.
حسگراها(S)، حقایق و سؤالات فنی را مطرح میکنند،
شهودگراها (N) احتمالات جدید را حدس میزند.
تفکرگراها (T) یک تحلیل منطقی از موقعیت تصمیمگیری ارائه میدهند.
احساسیها (F) نشانه های اینکه احساسات اعضای دیگر گروه یا مشتریان چگونه تحت تأثیر قرار میگیرد را بروز میدهند.
افراد قاطع (J) تیم را از روی برنامه زمانی تعیین شده جلو میبرند،
افراد منعطف و پذیرا(P) به تیم، در نظرگرفتن راه حلهای دیگر را گوشزد میکنند.
در یک مطالعه با استفاده از MBTI که برروی دانشجویان دانشگاه به عمل آمد، مشخص شد که علائق شغلی آنها تا اندازه زیادی با تیپهای روانشناختی یونگ ارتباط داشته است. درونگراها علاقه زیادی به مشاغلی داشتند که مستلزم تعاملهای نزدیکی با سایر افراد نبود ، مانند مشاغل فنی و علمی ، برونگراها بیشتر به مشاغلی علاقه مند بودند که سطوح بالایی از تعامل اجتماعی را فراهم میکردند، مانند فروشندگی و روابط عمومی.
در نهایت میتوان گفت که تئوری تیپ شخصیت و ابزار (MBTI) به ما در درک بهتر نقاط قوت و ضعف افراد کمک میکند و تاثیر این عوامل را در تشکیل تیم‌ها و توسعه آنها نمی توان نادیده گرفت.افراد با تیپ‌های ترجیحی متفاوت، عملکردهای متفاوتی در گروه یا تیم خواهند داشت و گاه سرنوشت یک تیم به عملکرد برخی افراد وابسته میشود.
اگر چه عواملی که باعث موفقیت یک تیم میشود بسیار زیاد است، اما برخی موارد تأثیر بیشتری دارند. ناکارایی تیم‌ها ممکن است محصول ترکیب نامناسب افراد تیم باشد. مهمترین قدم (قبل از هراقدامی) ساختن تیم است؛ تیمی که موفقیت آن تقریباً قطعی باشد. معمولاً موارد زیادی هستند که پویایی گروهی را مختل میکند و باعث ناکارایی تیم میشود. هر چه سازمانها بیشتر بر مفهوم کار تیمی تأکید میکنند، بیشتر باید به این موضوع توجه شود که چگونه افراد مختلف در تیم با یکدیگر تعامل دارند. (Spiegel & Torres,2001)

افراد مشخصی، رهبران ذاتی میشوند در حالی که دیگران ترجیح میدهند نقش پیروان را ایفا کنند. برخی افراد، سخنگوهای ذاتی هستند، در حالی که دیگران از بیان درونیاتشان عاجزند. هر شخص به هرحال، میتواند تأثیر مثبتی براثربخشی کلی تیم داشته باشد، اما همیشه باید یک تعادل بین تیپهای شخصیتی برقرار شود. (Jessup 2002).
عموماً بهترین رهبرها یا (ESTJ) هستند یا (ENTJ). بسته به موقعیت مورد نظر، اگر نیاز به یافتن راه حلهای خلاق و به کارگیری تکنولوژی جدید نباشد و مسائل ساختاریافته و سرراست باشند،رهبر حسی(ESTJ) گزینه مناسبی است. اما اگر تیم نیاز به رویکردهای جدید در حل مسائل داشته باشد و مسائل به آسانی درک نشوند، رهبر شهودگرا (ENTJ) گزینه مناسبی است.
برونگراها طبیعتاً راحتتر از درونگراها ارتباط برقرار میکنند. حسگراها بیشتر از شهودگراها و تفکرگراها بیشتر از احساسیها می توانند ارتباط برقرار کنند. برونگراها سخنگوهای ذاتی هستند اما حقیقت این است که تعدادی زیادی از برونگراها نمیتوانند در یک تیم باشند، چون آنها با بیان زیاده از حد عقایدخودشان، تیم را دچار تشنج میکنند. افراد حسگرا حقایق را دریافت میکنند و براحتی میتوانند آنها را به صورت سازمان یافته با دیگر اعضای تیم در میان بگذارند. (Bradley,et al,1997)
یک تیم اثربخش باید ترکیب سالمی از افراد برونگرا داشته باشد تا بتوانند ارتباطات درون تیمی کافی برقرار کنند.
انسجام تیم تحت تأثیر تفکرگراها در مقابل احساسیها است. اعضای تفکرگرا تیم به خاطر پافشاری در بیان قضاوتهایشان، اغلب اعضای حساس گروه را مورد هجوم قرار میدهند و فشار خاصی را در احساسات گروهی ایجاد میکنند. اعضای احساسی برعکس، بخوبی از روحیه کارگروهی آگاه هستند و تمامی سعیشان در این است که هارمونی تیم بهم نخورد. انسجام تیمی، وجود تعارض را انکار نمیکند، زیرا تضاد است که به قضاوت ایده ها کمک میکند. یک تیم منسجم تیمی است که قادر است تضادها را به نحوی که تفرقه های طولانی ایجاد نکند، حل کند و به فازی که نتیجه کار تیمی است، نائل شود.
به کارگیری ابزار (MBTI) در کنار سایر تحلیلها و ابزارهای ارزیابی عملکرد، به ما در درک بهتر افراد و عملکرد تیمی کمک کرده است. بر مبنای تجزیه و تحلیل ارائه شده در این مقاله، میتوان گفت که ترکیب شخصیتی افراد تیم، نقش مهمی در تفاوت عملکردی تیم‌ها دارد. تنوع وتعادل در افراد، عامل ضروری برای ایجاد عملکرد موفق تیمی است.
سازمانهایی که می خواهند تیم‌های اثربخش داشته باشند، باید روی ترکیب افراد کار کنند و به افراد تیم در درک رفتارهای خودشان و رفتارهای اعضای دیگر یاری رسانند.
در پایان باید گفت، اگرچه (MBTI) ترجیحات شخصیت افراد را مشخص میکند، اما اینطور نیست که این ترجیحات تغییر پیدا نکنند، بلکه افراد می توانند با کسب آموزشهایی خاص، از یک نوع شخصیت غالب خارج شوند و به حالت مکمل آن در بیایند.
نکته مثبت MBTI این است که نقاط قوت و ضعف افراد را در شرایط مختلف مشخص میکند و به آنها در تلاش برای تغییر و بهبود آنها کمک مینماید.
INTJ/ INFJ/ ISFJ /ISTJ /INTP/ INFP/ ISFP /ISTP/ ENTP/ ENFP/ ESFP/ ESTP / ENTJ/ ENFJ/ ESFJ /ESTJ ؟؟؟

کلید راهنما

E : برون گرا I : درون گرا
S : حسی N : شمی
T : فکری F : احساسی
J : داوری کننده P : ملاحظه کننده

E: Extraversion I: Introversion
S: Sensing N: iNtuition
T: Thinking F: Feeling
J: Judging P: Perceiving
هر فردی در قالب یکی از این ۱۶ تیپ شخصیتی قرار می گیرد.

برون گرا E– درون گرا I

اولین بعد تیپ شخصیتی، به این نکته مربوط است که با دنیا چگونه برخورد و انرژی را متوجه کجا میکند. کارل یونگ اولین کسی بود که از دو مفهوم برون گرا و درون گرا استفاده کرد، تا توضیح بدهد که ما با دنیای برون از خود و دنیای درون خود چگونه رابطه برقرار می کنیم. هر کس با توجه به طبیعت خود درون گرا و یا برون گرا است.
هر انسانی تا اندازه ای هم برون گرا و هم درون گرا است. با این حال اگر با توجه به طبیعت غالب خود رفتار کنیم از انرژی بیشتری برخوردار می گردیم . زندگی کردن بر خلاف طبیعت خسته کننده است و انرژی را تحلیل می برد. کسانی را که با دنیای بیرون سازگارترند و برون گرا و آنهایی را که دنیای درون گرا را ترجیح می دهند درون گرا می نامند.
اما درون گرا و برون گراها، به این دلیل که انرژی خود را در دو مسیر کاملا متفاوت مصرف می کنند، تفاوت های قابل ملاحظه ای با یکدیگر دارند. برون گراها توجه و انرژی خود را به دنیای بیرون ازخود معطوف می کنند. آنها به اشخاص دیگر توجه دارند و از داشتن تبادل و تعامل با سایرین لذت می برند، خواه این تبادل با یک نفر ویا با چند نفر باشد. این اشخاص به حکم طبیعت خود به اشخاص و اشیای بیرون از خود توجه دارند. از آنجا که برون گراها برای درک دنیا باید آن را تجربه کنند، به نظر می رسد آنها به فعالیت های مختلفی علاقمند هستند.
درون گراها توجه و انرژی خود را متوجه دنیای درون خود می کنند . آنها از اینکه به تنهایی و با خود صرف وقت کنند راضی هستند. درون گراها می خواهند قبل از اینکه دنیا را تجربه کنند آن را بشناسند، و از آن سر در بیاورند؛ یعنی آنها با خود مشغله ذهنی فراوان دارند. درون گرا ها، روابط اجتماعی را در سطح محدود دوست دارند. درنهایت ترجیح می دهند که با یک نفر یا چند نفر محدود رابطه داشته باشند. درون گراها نمی خواهند کانون توجه باشند و به همین دلیل محتاط تر و بسته تر از برون گرا ها عمل می کنند . آنها در پیدا کردن دوست وآشنا شدن با دیگران رفتاری تدریجی دارند.
در حالی که درباره چند درصد مردم جهان درون گرا و چند درصد برون گرا هستند بحث و گفتگو زیاد است، آخرین بررسی های به عمل امده نشان می دهد که جمعیت آمریکا، پنجاه درصد برون گرا و پنجاه درصد درون گرا هستند. اما از آنجایی که برون گرا ها بیشتر و بلند تر حرف می زنند گمان می رود که در فرهنگ آمریکا برون گراها شمارشان بیشتر است.

شخصیت های مناسب شغل طراحی داخلی بر اساس تست MBTI

برون گرا ها (E)

از اینکه با دیگران باشند انرژی می گیرند.
می خواهند کانون توجه باشند.
اول عمل و بعد فکر می کنند.
با صدای بلند فکر می کنند.
شناختن آنها ساده تر است. آنها اطلاعات شخصی خود رابه راحتی با شما در میان می گذارند.
بیش از آنکه گوش بدهند حرف می زنند.
با اشتیاق ارتباط برقرار می سازند.
به سرعت جواب می دهند.
پهنا را به عمق ترجیح می دهند.

درون گراها (I)

از اینکه با خود باشند انرژی می گیرند.
نمی خواهند کانون توجه باشند.
اول فکر و بعد عمل می کنند.
موضوعات را در ذهن خود ارزیابی می کنند.
خصوصی تر عمل می کنند، اطلاعات شخصی خود را کمتر بروز می دهند.
بیش از آنکه حرف بزنند گوش می دهند.
اشتیاقشان را برای خود نگه می دارند.
ابتدا فکر می کنند و بعد جواب می دهند.
عمق را به پهنا ترجیح می دهند.

حسی S– شمی N

بعد دوم تیپ شخصیت بستگی به این دارد که شخص معمولا چه نوع اطلاعاتی را متوجه می شود. برای بعضی ها اینکه چه هست مهم است و برای بعضی ها دیگر چه می تواند وجود داشته باشد. این دو با هم تفاوت های اصولی دارند.
از واژه حسی بودن برای توصیف جمع آوری اطلاعات از طریق حواس پنج گانه خود استفاده می کنیم. کسانی که حسی بودن را ترجیح می دهند آنها را حسی می نامیم. این اشخاص به آنچه می توانیم ببینیم، بشنویم، احساس کنیم، ببوییم یا مزه کنیم توجه دارند. آنها آنچه را قابل اندازه گیری است مهم در نظر می گیرند. حسی ها به حواس پنج گانه خود توجه دارندو می خواهند اطلاعات خود درباره جهان را از آنها بگیرند. آنها به تجربه شخصی خودشان هم اعتماد دارند. آنها به لحظه اکنون می اندیشند و برایشان این مهم است که در لحظه حاضر در چه شرایطی قرار دارند. شخصیت حسی به موقعیت و شرایط نگاه می کند و می خواهد از آنچه در جریان است دقیقا آگاه شود.
در حالی که کاملا مشخص است ما از تمامی حواس پنج گانه خود برای دریافت اطلاعات استفاده می کنیم ، بعضی ها به معانی، روابط و احتمالات مبنی بر حقایق بیش از خود حقایق توجه دارند. این اشخاص از حس ششم خود (شم) بیش از حواس پنج گانه خود استفاده می کنند. آنهایی که شم راترجیح می دهند ما به آنها شمی می گوییم. شمی ها به طور طبیعی می توانند فاصله بین سطور را بخوانند و در همه چیزها معنا پیدا کنند. شم را به کمک حرف N نشان می دهیم . شمی ها به استنباط ها توجه دارند. آنها بر خلاف حسی ها به تصور و تخیل بها می دهند و به الهام و حرف دلشان احترام می گذارند . شمی ها به آینده توجه دارند. آنها دوست دارند حوادث را پیش بینی کنند و نسبت به تغییر دادن شرایط راغب اند.
البته همه مردم در زندگی شان هم شمی و هم حسی هستند. شمی ها به خوبی از ارقام وآمار و اطلاعاتی که حواس پنج گانه به آنها آگاهی می دهد آگاهند و حسی ها می توانند منظور و معنای کلمات اشخاص را درک کنند، راه جدیدی برای حل مسایل پیدا کنند و یا حدس بزنند چه کسی این کار را کرده است . حتی با این وجود هر کسی ترجیحی دارد که میان شمی بودن و حسی بودن یکی را انتخاب کند. اشخاص یک روند و یک فرایند را به راحتی بیشتری قبول می کنیم، بیشتر از آن استفاده می کنیم و درمقایسه با دیگران در استفاده از آن موفق تر عمل می کنیم .
حسی ها هم مانند برون گراها در جامعه غربی از امتیازاتی برخوردارند . حدود ۶۵ درصد جمعیت آمریکا حسی هستند و دراین شرایط شمی ها در اقلیت قرار می گیرند.

دکوراسیون داخلی

حسی ها (S)

به آنچه مطمئن و منسجم است اعتماد می کنند.
تنها در صورتی از ایده های جدید استقبال می کنند که قابلیت اجرایی داشته باشند.
به واقع گرایی و عقل سلیم بها می دهند.
دوست دارند از مهارت های موجود استفاده کنند.
به عملی بودن پیشنهاد و به جزئیات آن توجه دارند.
اطلاعات را به شیوه قدم به قدم ارایه می دهند.
به زمان حاضر توجه دارند.

شمی ها (N)

به الهام واستنباط توجه دارند.
ایده های جدید را به خاطر خود آنها دوست دارند.
برای نوآوری و تخیل بهای فراوان قائل هستند.
دوست دارند مهارت های جدید را بیاموزند، اما وقتی تسلط پیدا کرده اند کسل می شوند.
از استعاره و قیاس به میزان فراوان استفاده می کنند.
به اطلاعات دقیق توجه ندارند.
به آینده توجه دارند.

فکری T– احساسی F

سومین بعد تیپ شخصیتی با تصمیم گیری و رسیدن به نتیجه گیری رابطه دارد. همان طور که برای داشتن تعامل با دنیا دو راه و برای دریافت اطلاعات نیز دو روش متفاوت وجود دارد، برای تصمیم گیری نیز از دو روش استفاده می شود که یکی روش فکری و دیگری روش احساسی است .
در مضمون تیپ ها، فکری بودن یا تصمیم گیری به صورت غیر شخصی در ارتباط است و احساسی بودن با تصمیم گیری براساس ارزش های شخصی . گرچه احساسات می تواند نقشی در تصمیم گیری ها داشته باشند، احساسی بودن در اینجا صرفا بدین معناست که صرفا با توجه به آنچه برای شما و برای دیگران مهم است تصمیم بگیرید.
فکری ها تصمیماتی را می پسندند که به لحاظ منطقی معنی دار باشند. آنها افتخار می کنند که در جریان تصمیم گیری، عینی و تحلیلی هستند. با تحلیل کردن و با سبک و سنگین نمودن مدارک و شواهد موجود ، تصمیم می گیرند ، هر چند ممکن است که با نتایج ناخوشایند برسند، احساسی ها با توجه به بهایی که برای احساسات خود قایل اند تصمیم می گیرند. آنها به همدلی و مهربان بودن افتخار می کنند . مسلما فکری ها و احساسی ها اولویت های بسیار متفاوتی دارند.
فکری بودن ، اغلب به حساب تصمیم گیری براساس روش های منطقی گذاشته می شود، حال آنکه روش احساسی، غیر منطقی ارزیابی می شود. اما در واقع این برداشت درستی نیست فکری و احساسی بودن هر دو، روش های منطقی هستند، تنها تفاوتشان با هم دراین است که در جریان تصمیم گیری از ملاک های متفاوتی استفاده می کنند.
در این زمینه تفاوت های جنسیتی نقشی را ایفا می کنند. حدود دو سوم مردان در جامعه آمریکا فکری هستند و حدود دو سوم زنان هم احساسی بودن را ترجیح می دهند.

آشنایی با تست MBTI

فکری ها (T)

در زمینه تصمیم گیری ،تحلیل های آنها غیر شخصی است.
برای منطق، عدالت و انصاف بهای فراوان قایل اند، اما برای همه یک استاندارد را رعایت می کنند.
به طور طبیعی عیب و ایرادها را می بینند و انتقاد می کنند.
ممکن است بی ترحم، غیر حساس و بی توجه به حساب آیند.
به حقیقت بیش از ادب بها می دهند.
معتقدند احساسات تنها زمانی معتبر است که منطقی باشد.
تحت تاثیر میل به موفقیت ، انگیزه پیدا می کنند.

احساسی ها (F)

تاثیرتصمیم گیری خود را روی اشخاص در نظر می گیرند.
به همدلی و هماهنگی بها می دهند و به استثنا بر قاعده توجه دارند.
به طور طبیعی علاقه به راضی کردن دیگران دارند. به راحتی امتنان و تشکر خود را نشان می دهند.
ممکن است بیش از اندازه احساسی و عاطفی ارزیابی شوند.
به ادب بیش از حقیقت بها می دهند.
معتقدند هر احساسی معتبراست خواه معنی دار باشد یا نباشد.
تحت تاثیر میل به قدر دانی شدن، انگیزه پیدا می کنند.

داوری کننده J– ملاحظه کننده P

بعد چهارم تیپ شخصیتی بستگی به این دارد که آیا خواسته فرد این است که به شکل سازمان یافته تری زندگی کند (تصمیم بگیرد) و یا داشتن استقلال بیشتر را ترجیح می دهد (کسب اطلاعات) بار دیگر این دو بعد در دو نهایت قرار می گیرند که در حدفاصل آنها انتخاب های متعددی وجود دارد.کسانی را که ترجیح به داوری دارند، داوری کننده می نامند. این اشخاص بیشتر می خواهند در نظم و ترتیب بخصوصی کار کنند و اگر کارهایشان ساختار کافی داشته باشد، راضی تر هستند. این اشخاص روحیه داوری کننده دارند و تصمیم گیری را دوست دارند. داوری کننده ها دوست دارند که زندگی را کنترل کنند. کسانی که ترجیح ادراک کننده دارند ملاحظه کننده می باشند. این اشخاص آزادی را دوست دارند و ترجیح می دهند انعطاف پذیر باشند . اینها نگرشی دریافت کننده دارند. آنها می خواهند به جای کنترل زندگی ، آن را درک کنند.
داوری کننده ها لزوما ایرادگیر نیستند. آنها صرفا می خواهند مسایل را حل کنند اما ادراکی ها به گزینه های مختلف نظر دارند.
تفاوت مهم میان داوری کننده ها و ملاحظه کننده ها بر سر مسئله خاتمه مذاکره است . داوری کننده ها می خواهند به ختم مقال برسند و پرونده را ببندند. اما ملاحظه کننده ها از سوی دیگر وقتی مجبور به تصمیم گیری باشند احساس تنش می کنند .آنها به کفایت مذاکره و به انتها رسیدن علاقه ندارند و ترجیح می دهند که گزینه های مختلف را دریافت کنند.
البته همه اشخاص تا حدی داوری کننده و تا اندازه ای ملاحظه کننده هستند و همان طور که در موارد قبلی توضیح دادیم و هیچ شخصی صد در صد داوری کننده یا ملاحظه کننده نیست.با توجه به بررسی های به عمل آمده ۶۰ درصد مردم آمریکا داوری کننده و ۴۰ درصد ملاحظه کننده هستند. تفاوت های جنسیتی در این خصوص وجود ندارد.

انواع تست های شخصیت شناسی

داوری کننده ها (J)

پس از گرفتن تصمیم خوشحال می شوند.
از اخلاق کاری برخوردارند : اول کار بعد بازی.
هدف هایی را در محل کار برای خود در نظر می گیرند تا به موقع به آنها برسند.
ترجیح می دهند بدانند که چه می کنند.
محصول گرا هستند (به تمام شدن کار تاکید می ورزند).
زمان را منبعی تمام شدنی می دانند.
ضرب الاجل ها را جدی می گیرند.

ملاحظه کننده ها (P)

وقتی موضوع را باز بگذارند خوشحال می شوند.
به بازی توجه دارند: اول لذت ببر بعد کارکن.
با توجه به دریافت اطلاعات جدید هدفهایشان را تغییر می دهند.
خود را با موقعیت های جدید تطبیق می دهند.
فرایندگراهستند (به اینکه کار چگونه انجام می شود تاکید می ورزند).
زمان را منبعی تجدید شدنی می دانند.
ضرب الاجل ها را انعطاف پذیر می دانند.

چهار مشرب انسانی:

در طول تاریخ، فیلسوفان، روان شناسان، نویسندگان و سایر صاحب نظران در امور انسانی متوجه شده اند که چهار مشرب وجود داردکه تمام مردم در یکی از آنها جای می گیرند. هیپوکراتس ۴۵۰ سال قبل از میلاد مسیح به این چهار مشرب اشاره کرده است. در اعصار میانه پاراسلوس به چهار طبیعتی اشاره کرد که رفتارشان تحت تاثیر چهار روح و روان بود. طب سرخپوستان آمریکایی هم به چهار روحیه اشاره دارد که شبیه به همین مشرب هاست. در آیین هندو نیز چهار میل و گرایش مرکزی دیده شده است.
دیوید کرسی روان شناس به این نتیجه رسید که این چهار مشرب متفاوت که در فرهنگ متفاوت هر کدام به طور مستقل وجود دارد، ویژگی های مشابهی را توصیف می کنند. وی با خواندن نوشته ها و مطالب ایزابل بریگزمیرز با موضوع تیپ های شخصیتی آشنا شد ، تحت تاثیر رابطه میان تیپ ها و نقش ها قرار گرفت. برای توصیف مشرب های چهارگانه از واژه ها و مفاهیم متفاوتی استفاده شده است.
کرسلی به این نتیجه رسید که چهار ترکیب ترجیحات تیپی با چهار مشربی در رابطه اند که در تاریخ به آن اشاره شده است. این چهار ترکیب عبارت اند از :
۱- سنتی ها که حسی و داوری کننده را ترجیح می دهند.
۲- تجربه کننده ها که حسی و ملاحظه کننده را ترجیح می دهند.
۳- ایده آلیست ها که شمی و احساسی را ترجیح می دهند.
۴- بینشی ها که شم و فکر را ترجیح می دهند.
هر یک از شانزده تیپ شخصیتی در محدوده یکی از این طبقه بندی ها قرار می گیرند:

سنتی ها SJ ها ISFJ ESFJ ISTJ ESTJ
تجربه کننده ها SP ها ISFP ESFP ISTP ESTP
ایده آلیست ها NF ها INFP ENFP INFJ ENFJ
بینشی ها NT ها INTP ENTP INTJ ENTJ

اشخاص با مشرب واحد وجه مشترک فراوان دارند و به ارزش های مشابهی پای بند می باشند، اما کاملا یکسان نیستند . اشخاص در هر مشرب، از چهار نوع و دسته تشکیل می شوند. ترجیحات دیگر آنها -درون گرا یا برون گرا، فکری یا احساسی و داوری کننده یا ملاحظه کننده- به آنها شخصیت های بسیار متفاوتی می دهد.
سنتی ها (داوری کننده های حسی)
ESTJ, ISTJ, ESFJ, ISFJ
حسی ها به حقایق اعتماد دارند، به دنبال اطلاعات به اثبات رسیده هستند، به تجارب گذشته بها می دهند. و به اطلاعاتی که از طریق حواس پنج گانه خود دریافت می کنند اعتقاد دارند. داوری کننده ها دنیای منظم و سازمان یافته را ترجیح می دهند. آنها علاقمند به تصمیم گیری هستند. این دو ترجیح به اتفاق ، داوری کننده حسی را به وجود می آورند و اینها اشخاصی قاطع و واقع بین هستند که آنها را سنتی می نامند.
شعار سنتی ها این است: "زود بخواب و زود از خواب بیدار شو". این اشخاص در مقایسه با گونه های دیگر، سنتی تر هستند. آنها به نظم، قانون، امنیت، درستی کار و مقررات و سازگاریهای بها می دهند و به شدت علاقه مند خدمت به جامعه هستند و می خواهند نیازهای اجتماعی را برآورده سازند. سنتی ها برای مقالات بالا و صاحبان اختیار، به سلسله مراتب فرماندهی احترام می گذارند و اغلب ارزش های محافظه کارانه دارند . این اشخاص بسیار وظیفه شناس هستند و همیشه سعی می کنند کارها را درست انجام بدهند که این ، از آنها انسان هایی قابل اعتماد ، و از همه مهم تر مسئول می سازد.
شغل مناسب برای یک سنتی، کار کردن در یک شرکت با ثبات و با خط فرماندهی مشخص همراه با داشتن مسئولیت است. چون سنتی ها ساختار را دوست دارند، معمولا در سازمان هایی که دارای رویه و مقررات به حد کافی و روش های استاندارد برای انجام دادن کارها باشد خوب ظاهر می شوند. سنتی ها دوست دارند در محیطی کار کنند که در آن ، مقررات و پاداش شکل مطمئن داشته باشند. آنها از کار کردن در شرایط مبهم لذت نمی برند. آنها به همکارانی علاقه مندند که با اهتمام باشند و به سرپرستان و مقامات مافوق احترام بگذارند.
سنتی ها اغلب ، مدیران شایسته ای هستند .آنها به نیاز به ساختار توجه دارند و در بسیاری از مواقع در مشاغل مدیریت یا موقعیت های حمایت کننده قرار دارند. سنتی ها برقرار کننده ثبات اند و می خواهند سنت ووضع موجود را حفظ کنند.
بسیاری از سنتی در صف مامورین پلیس در می آیند. با توجه به بررسی انجام گرفته در آمریکا ۵۰ درصد نیروی پلیس با این مشرب هستند. برای این اشخاص اعمال مقررات اجتماعی، حفظ نظم و کمک به کسانی که در شرایط پریشانی به سر می برند از اولویت فراوان برخودار است.

تجربه کننده ها (ملاحظه کننده های حسی)
ESTP, ISTP, ESFP, ISFP
حسی ها به آنچه می توان دید، شنید، احساس کرد، بویید و چشید توجه دارند. آنها آنچه را که قابل اندزه گیری باشد مهم می دانند. ملاحظه کننده ها انواع امکانات و احتمالات را در نظر می گیرند و دوست دارند که در شرایط انعطاف پذیری کار می کنند. روی هم رفته این دو ترجیح ملاحظه کننده حسی را به وجود می آورد که پاسخگو و مستقل است این مشرب را تجربه کننده می نامند.
شعار تجربه کننده می تواند این باشد "بخور، بنوش و شاد باش". این اشخاص در مقایسه با سایر مشرب ها، ماجراجوتر از همه هستند. آنها برای اقدام کردن، برای تکانه و برای لحظه حال زندگی می کنند. آنها به موقعیت فوری توجه دارند و می توانند ارزیابی کنند که در لحظه حال چه کاری باید صورت گیرد. تجربه کننده ها به آزادی بها می دهند و استقلال را دوست دارند، بنابراین به ندرت فعالیت ها یا موقعیت هایی را انتخاب می کنند که ساختار یا قانون و مقررات بیش از اندازه داشته باشد. این اشخاص به استقبال خطر می روند، سازگار هستند، راحت و عمل گرا نیز می باشند.
شغل مناسب برای تجربه کننده ها شغلی است که به او استقلال، تنوع و امکان عمل بدهد. از آنجایی که این اشخاص تفریح را دوست دارند، هر کاری باید به آنها احساس رضایت بدهد.
گرچه اشخاصی با این مشرب طبیعتا سراغ تشکیلات سازمان یافته نمی روند، ولی آنها تجربه کننده هایی هستند که می توانند نقشی را در مهار بحران داشته باشند و در مقابل آن، عکس العمل نشان دهند. آنها اغلب جذب مشاغلی می شوند که به آنها امکان می دهد ابزارها و مهارت های آموخته شده را به نحو مستقل و آزاد به کار برند.
با توجه به ارقام و آمار موجود، حدود ۲۵ درصد نیروی پلیس آمریکا را اشخاص با این مشرب تشکیل می دهند. بسیاری از این اشخاص به خاطر هیجان در شمار مامورین پلیس قرار می گیرند. غیر قابل پیش بینی بودن کار و حتی خطری که می تواند متوجه این اشخاص شود آنها را به جمع نیروی پلیس جذب می کند.

ایده آلیست ها (احساسی های شمی)
ENFJ, INFJ, ENFP, INFP
شمی ها به معانی، روابط و به امکانات و احتمالات توجه دارند. احساسی ها با توجه به ارزش های شخصی تصمیم گیری می کنند. این دو ترجیح به اتفاق، احساسی شمی را صورت خارجی می بخشد. بعضی با این مشخصات به رشد شخصی، درک کردن خود و دیگران علاقه دارند. این مشرب را ایده آلیست گویند.
شعار ایده آلیست ها این است "صداقت داشته باش". این مشرب در مقایسه با مشرب های چهارگانه، فلسفی تر است. این اشخاص پیوسته در زندگی به دنبال معنا می گردند و برای صداقت واصالت داشتن بهای فراوان قائل هستند و به درستی و امانت داری در اشخاص و در روابط اعتقاد فراوان دارند و دوست دارند که دیگران را آرمان سازی کنند. ایده آلیست ها به پتانسیل و توانمندی های بالقوه انسان ها بها می دهند و مایل اند کاری کنند که دیگران رشد و ترقی کنند. این اشخاص ارتباط برقرار کنندگانی عالی هستند و می تواتنند سبب ساز تغییرات مثبت گردند .
شغل مناسب برای یک ایده آلیست، شغلی است که معنی دار باشد. آنها به داشتن حسن روابط با دیگران علاقه مندند و درکار رقابت وارد نمی شوند. انها سازمان های دموکراتیک را دوست دارند که مشارکت همگان را در تمام سطوح جلب نماید.
ایده آلیست ها به سمت سازمان هایی گرایش دارند که ارزش های انسانی را رشد بدهند و یا به سراغ مشاغلی می روند که بتوانند به دیگران برای رسیدن به شکوفایی کمک کنند . اغلب این اشخاص در بخش منابع انسانی و پرسنلی کار می کنند. از جمله سایر مشاغل مورد توجه این اشخاص تدریس، مشاوره و زمینه های هنری است .
با توجه به بررسی های به عمل امده ، ایده آلیست ها کمتر از ۱۰ درصد نیروی پلیس را به خود تخصیص می دهند. با این حال در مواقعی این اشخاص در جمع نیروهای پلیس هم جذب بخش های پرسنلی، کمک رسانی، برنامه های آموزشی و غیر می شوند.

بینشی ها (فکری های شمّی)
ENTJ, INTJ, ENTP, INTP
شمی ها در همه چیز دنبال معنا می گردند، به کاربرد ها توجه دارند همچنین فکری ها تصمیمات غیر شخصی و منطقی می گیرند. روی هم رفته این دو ترجیح فکری شمی را به وجود می آورد. این مشرب را بینشی می نامند.
شعار بینشی ها "در هر کاری عالی باش" می باشد. در جمع چهار مشرب، از همه مستقل تر هستند . میل شدیدی به کسب دانش دارند و برای خود و برای دیگران استاندارد های سطح بالا در نظر می گیرند. این اشخاص کنجکاوی فراوان دارند. بینشی ها می توانند جنبه های مختلف یک موضوع را ببینند.انها می توانند امکانات را ببینند، پیچیدگی ها را درک نمایند و برای مسایل واقعی راه حل هایی پیدا کنند.
شغل مناسب برای یک بینشی، کار است که به او استقلال بدهد. برایش تنوع داشته باشد و او را به لحاظ عقلی تحریک کند. برای بینشی ها کار مناسب آن است که چالش داشته باشد. بینشی ها احتیاج دارند که سرپرستان، روسا، همکاران و کارکنان زیر دست آنها، اشخاص توانمند باشند. بسیاری از بینشی ها به قدرت بها می دهند و به همین دلیل به اشخاص قدرتمند تمایل دارند.
از آنجا که نیاز آنها به صلاحیت و شایستگی بسیار زیاد است، اغلب در مشاغل رهبری ظاهر می شوند. در کالج ها درس می دهند، در رده های مدیریت سطح بالا ظاهر می شوند. به رشته های علوم کامپیوتری علاقمند هستند. بسیاری از آنها طبیب یا حقوقدان می شوند. گرچه شمار بینشی ها در نیروهای پلیس زیاد نیست، ممکن است تا ۲۰ درصد رده های فرماندهی نیروهای پلیس را اشغال کنند. قرار گرفتن در مقام های سطح بالا به آنها امکان می دهد تا از اندیشه های خود استفاده کنند.